مدتی است با این فکر درگیرم که چرا بشر دانش را مثل یک ابزار مهم و استراتژیک میبیند و سعی میکند آنرا پیش خود، و خود به تنهایی، نگه دارد تا با استفاده از آن، قدرت پیدا کند.
آیا انسان واقعا با داشتن دانش و ندادنش به دیگران، قدرتمند میشود؟ ثروتمند چطور؟
آیا این جمله که “دانش قدرت است” در همهٔ ابناء بشر نهادینه شده؟ و دیگر هم از بین رفتنی نیست؟
اصلا چه کسی دانشمند است؟ کدام علم به درد میخورد؟ انسان میخواهد با علم چه کند که این همه برایش مهم است؟
از سالها قبل از میلاد تا همین امروز، دانشمندان بسیاری درمورد دانش صحبت کرده اند. بنظر برخی از آنها، دانش اساسا بعنوان یک موجود خارجی در کار نیست. ما مثل یک لوحیم، تجربه میکنیم و روی وجود پاک خود مینویسیم. سپس فکر میکنیم که آنچه نوشته شده دانش است، و بعد هم همان را نگه میداریم و به دیگران نمیدهیم!
دوست عزیزی میگفت که “بینش” مثل یک “پنجره” ست، یک چشم انداز که میگذارد تو ببینی! دانش هم شاید همین باشد؟ نظر شما چیست؟
آیا شما دانش را برای خودتان نگه میدارید؟ آیا دلتان میخواهد که آنرا به دیگران بدهید؟
آیا فکر نمیکنید که همه لیاقت آنرا ندارند؟ آیا فکر نمیکنید که همه قدرت درکش را ندارند؟!
مربوط به موضوع های: دانش
be nazare man danesh yek mojezast chera ke faghat be bashar ke khelghatesh yek mojezast taalogh dare va bayad dar dastrese hame bashe
سلام ، تولد وبلاگت مبارک
حیف شد! چون باصطلاح کامنت گذاران حرفه ای، “اول” نشدم!! به نظر من همه وبلاگ نویسها به نوعی خواسته یا ناخواسته قسمتی از دانش/دانسته ها/یا آنچه که میدانند را در اختیار دیگران قرار میدهند. پس همینکه شروع کرده ای به وبلاگ نویسی، یعنی که یک جورایی مخالف نگه داشتن دانش برای خودت هستی. من اما با آنکه همیشه موافق توام :*، فکر میکنم اگر واقعگرا باشیم، وقتی مسئله رقابت مطرح میشود، همیشه به این راحتی نمیتوانیم دانش خود را با رقیب قسمت کنیم.
شاید دانش معجزه باشه که از دید من هم همینطوره ولی دلیل نداره که هر معجزه ای برای هر کسی اتفاق بیفته راحتتر بگم نیازی نیست که برای هر کسی که می تونی معجزه بیاری اینجاست که جا داره یه داستان از کلیله دمنه بگم
روزی یه گنجشک با هدهد کنار درخت نشسته بود دید میمونها دور یه کرم شب تاب جمع شدن و فکر می کنند آتیشه و گرمشون می کنه به هدهد می گه بزار برم و بهشون توضیح بدم که کرم شبتابه آتیش نیست. می ره و می گه ولی میمونها قبول نمی کنند و اونو از خودشون می رونند (این اتفقیه خیلی میمونها تو جامعه معمولا سر همه میارن) هدهد میگه دست بر دار اینها دست از این کارشون برنمی دارند ولی گنجشکه ول نمی کنه و برای اینکه ثابت کنه که این کرمه اونو می خوره میمونام می گیرنش سرشو به سنگ می کوبن ( خوشبختانه من به حرف هدهد گوش کردم وگرنه اینجا نبودم)
واسه همین هم باید یادمون باشه هر چند دانش برای همه است. و هر کسی در حد خودش باید اونو بدست بیاره و حتما هم باید هزینش رو پرداخت کنه.